درس چهلم: شفاعت

0

 

اهميت مباحث اعتقادی

 

اهميت و ارزش هر علمی بستگی به موضوع آن دارد و در ميان تمام علوم علم اعتقادات شريف ترين و با ارزش ترين موضوع را دارد.

اساس و زير بنای تمام حرکات مادی و معنوی هر انسانی اصول عقايد اوست که اگر سالم و صحيح، قوی و بی عيب باشد اعمال و حرکات، افکار و بينش های مختلف او صحيح و شايسته خواهد بود.

بنابراين کيفيت و کميت توجه هر انسانی به فروع دين (که برنامه های عملی اسلام است) بستگی به ميزان اعتقاد وی به اصول دين دارد. از طرف ديگر در ميان اصول اعتقادی مساله خداشناسی از اهميت و شرف خاصی برخوردار است، زيرا اساس و ريشه همه مسائل عقيدتی و هسته مرکزی تمام افکار جهان بينی انسان موحد، خداشناسی اوست.

قال الصادق عليه‌السلام: لَوْ يَعْلَمُ اَلنَّاسُ مَا فِي فَضْلِ مَعْرِفَةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا مَدُّوا أَعْيُنَهُمْ إِلَى مَا مَتَّعَ اَللَّهُ بِهِ اَلْأَعْدَاءَ مِنْ زَهْرَةِ اَلْحَيَاةِ اَلدُّنْيَا وَ نَعِيمِهَا وَ كَانَتْ دُنْيَاهُمْ أَقَلَّ عِنْدَهُمْ مِمَّا يَطَئُونَهُ بِأَرْجُلِهِمْ « اگر مردم می دانستند که شناخت خدا چقدر با ارزش است به شکوفه های رنگين دنيا چشم نمی دوختند و دنيا نزد آنان بی ارزشتر از خاک بود »

با اين مقدمه کوتاه اهميت بحث در اصول عقايد به ويژه اصل توحيد روشن می شود، لیکن پیش از آنکه مبحث توحید را آغاز کنيم فوايد و نتايج اعتقاد به دين را بيان می کنيم.
آثار اعتقاد به دين

١ ـ «دين به زندگی محتوی می دهد» ، اگر دين را از زندگی جدا کنيم جز پوچی و سرگردانی و تکرار، چيزی نمی يابيم.

٢ ـ «دين رفع تحير می کند» ، تحير از اينکه: کجا بودم ـ کجا هستم ـ برای چه هستم ـ به کجا ميروم.

قال علی عليه‌السلام: رحم اللَّه امرء … علم من أين و في أين و إلى أين‏. حضرت علی عليه‌السلام فرموده: خداوند رحمت کند کسی را که بداند کجا بوده و کجا هست و کجا خواهد رفت.

٣ ـ «انسان ذاتا تشنه و عاشق کمال است و تنها دين است که انسان را به کمال واقعی هدايت می کند.»

قال الباقر عليه‌السلام: الْكَمَالُ كُلُّ الْكَمَالِ التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ وَ تَقْدِيرُ الْمَعِيشَة «امام باقر عليه‌السلام فرمود: کمال کامل در بصيرت در دين و صبر بر مشکلات و اقتصاد در امور زندگی است».

٤ ـ «آرامش روانی تنها در پناه دين است» ، انسان فاقد دين هميشه همراه با اضطراب، ترس، ناراحتی، پريشانی و سرگردانی می باشد. اگر توجهی به آمارهای جهانی کنيم بيشترين بيماريهای روانی و عصبی در جامعه هايی است که در آنها از دين خبری نيست.

الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَـٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ «آنها که ايمان آوردند خود را با ستم آلوده نکردند آرامش و امنيت برای آنهاست و آنها ره يافتگانند».

٥ـ « تلاش و اميد در پناه دين » ، آنگاه که حوادث سخت و پيچيده در زندگی انسان رخ می دهد و همه درها را به روی خود بسته می بيند و در برابر مشکلات احساس ضعف و ناتوانی می کند تنها ايمان به مبدا و معاد است که به ياری او شتافته و به او نيرو می دهد و دراين هنگام می فهمد که تنها نيست و تکيه گاهی بزرگ دارد، پس با عشق و اميد به تلاش و کوشش ادامه می دهد و بر سختيها چيره می شود. بنابراين ايمان به مبدا و معاد تکيه گاه بزرگی برای انسان و مايه استقامت و پايمردی اوست و از همين رو رسول گرامی اسلام می فرمايد: المومن کالجبل الراسخ لاتحرکه العواصف «مومن همانند کوه استوار است که او را بادهای سخت حرکت نمی دهد».

چند حديث از حضرت علی عليه‌السلام در فوايد دين
  • ١ الدِّينُ أَقْوَى عِمَاد «دين قوی ترين تکيه گاه است».
  • ٢ ـ صِيَانَةُ الْمَرْءِ عَلَى قَدْرِ دِيَانَتِه‏ «حفظ شدن انسان به مقدار ديانت اوست».
  • ٣ ـ الدِّينُ أَفْضَلُ مَطْلُوب‏ «دين بهترين طلب شده است».
  • ٤ ـ اجْعَلِ الدِّينَ كَهْفَك‏ «دين را پناهگاه خودت قرار ده».
  • ٥ ـ الدِّينُ يَصُدُّ عَنِ الْمَحَارِم‏ «دين انسان را از گناهان باز می دارد».
  • ٦ ـ سَبَبُ الْوَرَعِ صِحَّةُ الدِّين‏ «درستی دين باعث پرهيزکاری است».
  • ٧ ـ يَسِيرُ الدِّينِ خَيْرٌ مِنْ كَثِيرِ الدُّنْيَا «مقدار کمی از دين، از دنيای فراوان بهتر است».
  • ٨ ـ من رزق الدين فقد رزق خير الدنيا و الاخرة «به هر کس دين روزی شد همانا خير دنيا و آخرت داده شده است».
  • ٩ ـ الدِّينُ نُورٌ «دين نور است».
  • ١٠ ـ نِعْمَ الْقَرِينُ الدِّين «دين همراه خوبی است».
دين و تامين عدالت اجتماعی

حقيقتاً قلم و بيان از تبيين آثار شناخت خداوند و نقش آن در زندگی فردی اجتماعی انسان ناتوان است و اگر انسان ارزش اين شناخت را به درستی بداند به هيچ چيزی جز آن نمی انديشد.

از امام رضا عليه‌السلام پرسيدند فلسفه عقيده به خدا و پيغمبران و امامان و آنچه از جانب او آمده چيست؟ حضرت فرمودند:

لِعِلَلٍ كَثِيرَةٍ مِنْهَا أَنَّ مَنْ لَمْ يُقِرَّ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَجْتَنِبْ مَعَاصِيَهُ وَ لَمْ يَنْتَهِ عَنِ ارْتِكَابِ الْكَبَائِرِ وَ لَمْ يُرَاقِبْ أَحَداً فِيمَا يَشْتَهِي وَ يَسْتَلِذُّ مِنَ الْفَسَادِ وَ الظُّلْم‏ ‏…(١)، « علتهای بسياری دارد يکی از آنها اين است که کسی که معتقد به خدا نيست از گناهان اجتناب نمی کند و مرتکب معصيتهای بزرگ می شود و در انجام هر ظلم و فسادی که برايش لذت بخش است از هيچ کسی حساب نمی برد ».

طبيعی است کسی که اعتقاد به خدا و قيامت ندارد ، عدالت – برابری – ايثار – از خود گذشتگی و بطور کلی همه مسائل اخلاقی از نظر او پوچ و بی محتوی و خالی از مفهوم است، برای چنين فردی فرقی بين ظالم و عادل – نيکوکار و جنايتکار نيست زيرا در نظر او همه با مرگ به يک نقطه مساوی می رسند، پس چه چيزی می تواند مانع اين انسان از فساد و هوسرانی باشد؟ در نتيجه اعتقاد به خدا و قيامت باعث می شود انسان خود را در برابر هر حرکتی مسئول بداند، انسان معتقد باور دارد که کوچک ترين عمل زشت و زيبای او حساب دارد. فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ (١) «هر کس به اندازه ذره ای خوبی يا بدی کند آنرا خواهد ديد».

اين اعتقاد زمينه ساز عدالت اجتماعی است اينجاست که بايدها و نبايدهای اخلاقی معنا پيدا می کند و معتقدين به دين انسانهايی ايثارگر – متقی و پرهيزکار – جدی و کوشا خواهند بود.

چرا بسياری از مسلمانان به نتايج فوق نرسيده اند؟

پس از بيان مباحث گذشته و نتايج و فوايدی که برای دين و اعتقاد به آن بيان کرديم اين سوال مطرح می شود که اگر دين به زندگی محتوی می دهد و انسان را از تحير و سرگردانی نجات می دهد و سبب کمال و سعادت است و اگر دين موجب آرامش و زمينه ساز عدالت اجتماعی است پس چرا بيشتر مسلمانان به اين نتايج نرسيده اند؟!

جواب اين سوال را با روايتی از امير المومنين عليه‌السلام بيان می کنيم که فرمودند: الْإِيمَانُ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ، وَ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ، وَ عَمَلٌ بِالْجَوَارِح‏ (٢)، « ايمان اقرار به زبان و شناخت قلبی و عمل با اعضا و جوارح است ».

روشن است که دين و ايمان اغلب مسلمانان از مرحله اول تجاوز نکرده و در نتيجه ايمان زبانی بدون معرفت و بدون عمل اثر و فايده ای ندارد و به فرمايش امام صادق عليه‌السلام: …وَ لَا مَعْرِفَةَ إِلَّا بِعَمَلٍ فَمَنْ عَرَفَ دَلَّتْهُ الْمَعْرِفَةُ عَلَى الْعَمَلِ وَ مَنْ لَمْ يَعْمَلْ فَلَا مَعْرِفَة… ، شناخت و معرفت نيست مگر با عمل و هر کس معرفت پيدا کرد به عمل راهنمائی می شود پس هر کس عمل ندارد معرفت ندارد(١).

در نتيجه ، آن فوايد و آثار هنگامی ظاهر می شود که ايمان به قلب رسيده و از قلب بوسيله عمل در جوارح و اعضا ظاهر شود.

تمرين

١ ـ چرا بحث در اصول دين اهميت دارد؟

٢ ـ آثار اعتقاد به دين را بطور فشرده بيان کنيد؟

٣ ـ فلسفه عقیده به خدا و پيامبران و امامان چيست؟

٤ ـ چرا جوامع مذهبی به آثار و فوايد دين نرسيده اند؟

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.